مقدمه:
بیان مسئله:یکی از رخدادهای مهم ماه شعبان، ولادت با سعادت قائم آل محمد(ص) حجت بن الحسن مهدی صاحبالزمان(ع) است که در شب پانزدهم این ماه، سال ۲۵۵ هجری قمری پیش از طلوع فجر، عالم را با نور خود منوّر فرموده است.
در قرآن کریم، آیات بسیاری وجود دارد که طبق روایات و نظر برخی مفسران، هر کدام به نوعی (با تنزیل یا تأویل خود) با وجود مقدس امام دوازدهم(عج) و قیام او ارتباط دارد. با توجه به اینکه تفسیر تمام این آیات از حوصله یک مقاله خارج است، لذا از باب «مَا لَا یُدْرَکُ کُلُّهُ لَا یُتْرَکُ کُلُّهُ» فقط به هفت آیه از آیات مرتبط با وجود مقدس آن حضرت اشاره میشود.
بر اساس روایات، آیاتی مانند «بَقِیَّةُ اللَّهِ»، «أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ»، «فَمَنْ یَأْتِیکُمْ بِمَاءٍ مَعِینٍ»، «وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً»، «وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ»، «جاءَ الْحَقُّ» و «لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ»، هر یک به نوعی به وجود مقدس حضرت مهدی(عج) و قیام جهانی ایشان اشاره دارند. این آیات، علاوه بر معنای ظاهری، دارای باطن و تأویلی هستند که در زمان ظهور به طور کامل آشکار خواهد شد.
ضرورت مسئله:
بررسی سیمای امام زمان(عج) از دیدگاه قرآن، از چند جهت حائز اهمیت است. اولاً، قرآن کریم به عنوان کاملترین کتاب آسمانی، حاوی بشارتها و وعدههایی درباره پیروزی نهایی حق بر باطل و حکومت صالحان بر زمین است که مهمترین مصداق آن، ظهور حضرت مهدی(عج) میباشد.
ثانیاً، روایات متعددی از اهل بیت(ع) وجود دارد که این آیات را بر وجود مقدس حضرت ولی عصر(عج) تطبیق دادهاند و این نشاندهنده جایگاه والای مهدویت در نظام اعتقادی اسلام است.
ثالثاً، آگاهی از آیات مهدوی، باعث افزایش معرفت و شناخت نسبت به امام زمان(عج) میشود و زمینهساز ظهور ایشان خواهد بود. رابعاً، در عصری که شبهات زیادی درباره مهدویت و امام زمان(عج) مطرح میشود، تبیین سیمای آن حضرت از منظر قرآن، پاسخگوی بسیاری از سؤالات و شبهات خواهد بود. (۲)
اهداف مقاله:
هدف کلی مقاله: تبیین سیمای امام زمان(عج) از دیدگاه قرآن و بررسی هفت آیه مرتبط با وجود مقدس حضرت ولی عصر(عج) بر اساس روایات معصومین(ع).
در این مقاله به سؤالات زیر پاسخ داده میشود:
سؤال اول: آیه «بَقِیَّةُ اللَّهِ» چگونه بر امام زمان(عج) تطبیق داده شده است؟
سؤال دوم: آیه «أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ» چه ارتباطی با حضرت مهدی(عج) دارد؟
سؤال سوم: آیه «فَمَنْ یَأْتِیکُمْ بِمَاءٍ مَعِینٍ» چگونه بر وجود امام عصر(عج) تطبیق شده است؟
سؤال چهارم: آیه «وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً» چه ارتباطی با خونخواهی امام حسین(ع) توسط حضرت مهدی(عج) دارد؟
سؤال پنجم: آیه «وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ» چگونه بر ظهور حکومت حق و عدالت جهانی توسط حضرت مهدی(عج) دلالت دارد؟
سؤال ششم: آیه «جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ» چه ارتباطی با نابودی باطل در عصر ظهور دارد؟
سؤال هفتم: آیه «لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ» چگونه بر جهانی شدن اسلام توسط حضرت مهدی(عج) دلالت دارد؟
سیمای امام زمان(عج) از دیدگاه قرآن
بخش اول: آیه «بَقِیَّةُ اللَّهِ»؛ از سود حلال تا امام مهدی(عج)
🔹 مفهوم «بقیة الله» در آیه ۸۶ سوره هود
قرآن کریم در سوره هود، آیه ۸۶، از زبان حضرت شعیب(ع) خطاب به قوم خود میفرماید:
«بَقِیَّةُ اللَّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ وَ مَا أَنَا عَلَیْکُمْ بِحَفِیظٍ» آنچه خدا برای شما باقی گذارده (از سرمایههای حلال)، برایتان بهتر است، اگر ایمان داشته باشید. و من، پاسدار شما (و مأمور بر اجبارتان به ایمان) نیستم. (۱)
مفسران قرآن، کلمه «بقیة الله» را به سود متعارف حلال در تجارت تفسیر کردهاند. این تعبیر یا به خاطر آن است که چون سود حلال اندک، مطابق فطرت و به فرمان خدا است، «بقیة الله» است؛ یا اینکه تحصیل حلال باعث دوام نعمت الهی و بقای برکات میشود، و یا اشاره به پاداش و ثوابهای معنوی است که تا ابد باقی میماند، هر چند دنیا و تمام آنچه در آن است، فانی شود.
این آیه، هرچند در مورد خاصی نازل شده است، اما مفاهیم جامعی دارد که میتواند در اعصار و قرون بعد بر مصداقهای کلیتر و وسیعتر تطبیق شود. تمام پیامبران الهی و پیشوایان بزرگ، «بقیة الله» اند و از آنجا که مهدی موعود(ع) آخرین پیشوا و بزرگترین رهبر انقلابی است، یکی از روشنترین مصادیق «بقیة الله» میباشد.
🔹 تطبیق «بقیة الله» بر امام زمان(عج) در روایات
در روایات متعددی میخوانیم که «بقیة الله» به وجود مقدس حضرت مهدی(عج) یا امام دیگر تفسیر شده است. شیخ صدوق(ره) با سند معتبر از احمد بن اسحاق قمی روایت کرده است که میگوید: محضر امام حسن عسکری(ع) مشرّف شدم. میخواستم دربارة امام بعد از او سؤال کنم. حضرت بدون اینکه من چیزی بگویم، فرمود: خدای حکیم هیچ گاه زمین را خالی از حجت نمیگذارد.
عرض کردم: امام بعد از شما کیست؟ برخاست و از داخل خانه پسربچه سه سالهای در آغوش خود آورد که صورتش مثل ماه کامل نورانی بود. فرمود: ای احمد بن اسحاق! اگر نزد خدا و حجتهای او احترام نداشتی، فرزندم را به تو نشان نمیدادم! مَثَل این فرزندم در این امّت، مَثَل حضرت خضر و ذیالقرنین است، مدت طولانی غایب میشود که در آن مدت از هلاکت نجات نمییابد، مگر کسی که خدا او را در اعتقاد به امامت این امام ثابت بدارد و توفیق دعا برای تعجیل در فرجش عنایت فرماید.
احمد بن اسحاق میگوید: عرض کردم: مولای من! آیا علامتی هست که قلبم به آن مطمئن گردد؟ در این لحظه دیدم آن کودک با زبان فصیح عربی فرمود:
«أَنَا بَقِیَّةُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَ الْمُنْتَقِمُ مِنْ أَعْدَائِهِ فَلَا تَطْلُبْ أَثَراً بَعْدَ عَیْنٍ یَا أَحْمَدَ بْنَ إِسْحَاقَ» من بقیة الله در زمین و انتقامگیرنده از دشمنان خدا هستم، ای احمد بن اسحاق! پس از دیدن با چشم، دیگر علامت نخواه!
در پایان امام حسن عسکری(ع) فرمود: «یا أَحْمَدَ بْنَ إِسْحَاقَ هَذَا أَمْرٌ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ وَ سِرٌّ مِنْ سِرِّ اللَّهِ وَ غَیْبٌ مِنْ غَیْبِ اللَّهِ فَخُذْ مَا آتَیْتُکَ وَ اکْتُمْهُ وَ کُنْ مِنَ الشَّاکِرِینَ تَکُنْ غَداً فِی عِلِّیِّینَ»
ای احمد بن اسحاق! این، امر الهی و سرّی از اسرار خدا و غیبی از غیبهای خدا است، آنچه را که به تو دادم بگیر و مخفی کن و از شاکران باش تا فردا در «علیین» با ما باشی. (۲)
🔹 اولین سخن حضرت مهدی(عج) در هنگام ظهور
در حدیث دیگر با چند واسطه از محمد بن مسلم روایت شده است که میگوید: امام باقر(ع) پس از بیان برخی از علایم ظهور، فرمود:
«فَعِنْدَ ذَلِکَ خُرُوجُ قَائِمِنَا فَإِذَا خَرَجَ أَسْنَدَ ظَهْرَهُ إِلَى الْکَعْبَةِ وَ اجْتَمَعَ إِلَیْهِ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا وَ أَوَّلُ مَا یَنْطِقُ بِهِ هَذِهِ الْآیَةُ بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ ثُمَّ یَقُولُ أَنَا بَقِیَّةُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَ خَلِیفَتُهُ وَ حُجَّتُهُ عَلَیْکُمْ فَلَا یُسَلِّمُ عَلَیْهِ مُسْلِمٌ إِلَّا قَالَ: السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا بَقِیَّةَ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ»
در آن هنگام، قائم ما ظهور میکند، وقتی که ظهور کرد، به کعبه تکیه میدهد و سیصد و سیزده نفر دور او جمع میشوند، و اولین حرفی که میزند، این آیه است: «بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ» سپس میگوید: من، بقیة الله و خلیفة او در زمین و حجت خدا بر شما هستم، پس از آن هیچ مسلمانی بر او سلام نمیدهد، مگر اینکه میگوید: السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا بَقِیَّةَ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ. (۳)
🔹 سلام بر امام زمان(عج) با لقب «بقیة الله»
شیخ کلینی(ره) با چند واسطه از عمر بن زاهر روایت کرده است که میگوید: مردی از امام صادق(ع) پرسید: آیا به حضرت قائم میتوان به عنوان «امیرالمؤمنین» سلام داد؟فرمود:«لَا، ذَاکَ اسْمٌ سَمَّى اللَّهُ بِهِ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ(ع) لَمْ یُسَمَّ بِهِ أَحَدٌ قَبْلَهُ وَ لَا یَتَسَمَّى بِهِ بَعْدَهُ إِلَّا کَافِرٌ»
نه، آن نام را خدا مخصوص امیرمؤمنان علی(ع) کرده است، پیش از او کسی به این نام، نامیده نشده و بعد از او نیز کسی این نام را بر خود نمیبندد، مگر کافر.
عرض کردم: فدایت شوم! پس چگونه به او سلام داده میشود؟ فرمود: میگویند: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا بَقِیَّةَ اللَّهِ»، سپس این آیه را تلاوت نمود: «بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ» (۴)
🔹 «بقیة الله» در داستان امام باقر(ع) و امام رضا(ع)
در ضمن داستان طولانی سفر اجباری امام باقر(ع) به شام با دستور هشام بن عبدالملک آمده است: هنگامی که اهل «مَدین» دروازة شهر را به روی امام بستند، بالای کوهی که مشرف به شهر بود رفت و با صدای بلند فرمود:
«یَا أَهْلَ الْمَدِینَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا أَنَا بَقِیَّةُ اللَّهِ یَقُولُ اللَّهُ بَقِیَّةُ اللَّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ وَ مَا أَنَا عَلَیْکُمْ بِحَفِیظٍ» ای اهل شهری که ساکنانش ظالمند! من «بقیة الله» هستم که خدا در قرآن میفرماید: «بَقِیَّةُ اللَّهِ خَیْرٌ لَکُمْ»...
تا اینکه پیرمردی از ساکنان شهر به مردم گفت: به خدا سوگند! این دعوت حضرت شعیب(ع) است. اگر دروازه را باز نکنید و به استقبالش نروید، عذاب الهی شما را میگیرد! لذا به استقبال امام شتافتند. (۵)
همچنین از نجمه، مادر امام رضا(ع) روایت شده است که ضمن بیان جریان حمل و ولادت امام رضا(ع) میگوید: هنگامی که متولد شد، دستش را به زمین گذاشت، سرش را به طرف آسمان بلند نمود و لبهایش را حرکت داد. در این لحظه پدرش موسی بن جعفر(ع) وارد شده و فرمود: «هَنِیئاً لَکِ یَا نَجْمَةُ کَرَامَةُ رَبِّکِ»؛ ای نجمه! کرامت پروردگارت گوارایت باد.
سپس به من برگرداند و فرمود:«خُذِیهِ فَإِنَّهُ بَقِیَّةُ اللَّهِ تَعَالَى فِی أَرْضِهِ» این (نوزاد) را بگیر که او بقیة الله در زمین است. (۶)
🔹 حل اختلاف ظاهری در تطبیق «بقیة الله»
تا اینجا عنوان «بقیة الله» به مصادیق متعدد (سود حلال، پاداش الهی، مهدی موعود(ع)، امام باقر(ع) و امام رضا(ع)) تطبیق شده و در ظاهر با همدیگر اختلاف دارند. جهت حلّ این اختلاف ظاهری، به تفسیر نمونه که پیرامون این مبحث نکتهای در آنجا آمده، رجوع میکنیم:
«آیات قرآن هر چند در مورد خاصی نازل شده باشد، مفاهیم جامعی دارد که میتواند در اعصار و قرون بعد بر مصداقهای کلیتر و وسیعتر تطبیق شود. درست است که در آیة مورد بحث، مخاطب قوم شعیب اند، و منظور از "بقیة الله" سود و سرمایة حلال و یا پاداش الهی است؛ ولی هر موجود نافع که از طرف خدا برای بشر باقی مانده و مایة خیر و سعادت او گردد "بقیة الله" محسوب میشود. تمام پیامبران الهی و پیشوایان بزرگ "بقیة الله" اند. تمام رهبران راستین که پس از مبارزه با یک دشمن سرسخت برای یک قوم و ملت باقی میمانند، از این نظر "بقیة الله" اند. همچنین سربازان مبارزی که پس از پیروزی از میدان جنگ بازمیگردند، آنها نیز "بقیة الله" اند.»
و از آنجا که مهدی موعود(ع) آخرین پیشوا و بزرگترین رهبر انقلابی پس از قیام پیامبر اسلام(ص) است، یکی از روشنترین مصادیق "بقیة الله" میباشد و از همه به این لقب شایستهتر است، به خصوص که تنها باقیمانده بعد از پیامبران و امامان است.
لذا در دعای معروف «ندبه» عرض میکنیم: «أَیْنَ بَقِیَّةُ اللَّهِ الَّتِی لَا تَخْلُو مِنَ الْعِتْرَةِ الْهَادِیَةِ...؛ کجاست بقیه و بجاماندة خداوند که بیرون از خاندان عترت هدایتگر نیست...» (۷)
🔹 از قرآن و روایات یاد گرفتم
۱. واژه «بقیة الله» در قرآن، هرچند در ابتدا به سود حلال و پاداش الهی تفسیر شده، اما مفهوم آن چنان گسترده است که میتواند بر تمام موجودات نافع و مایه خیر و سعادت بشر، به ویژه پیامبران و امامان معصوم(ع) تطبیق یابد.
۲. حضرت مهدی(عج) به عنوان آخرین پیشوا و بزرگترین رهبر انقلابی، یکی از روشنترین مصادیق «بقیة الله» است و لقب «بقیة الله» در روایات متعدد، به آن حضرت اختصاص یافته است.
۳. نخستین سخن حضرت مهدی(عج) در هنگام ظهور، تلاوت آیه «بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ» خواهد بود و یارانش با سلام «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا بَقِیَّةَ اللَّهِ» به پیشواز او میروند.
۴. سلام بر آن حضرت با لقب «امیرالمؤمنین» جایز نیست، بلکه باید با لقب «بقیة الله» سلام داده شود، زیرا این نام، مخصوص امیرالمؤمنین علی(ع) است.
۵. لقب «بقیة الله» اختصاص به حضرت مهدی(عج) ندارد و بر امامان دیگر مانند امام باقر(ع) و امام رضا(ع) نیز در روایات تطبیق شده است، اما روشنترین و کاملترین مصداق آن، وجود مقدس حضرت ولی عصر(عج) است
بخش دوم: آیه «مُضطَرّ»؛ اجابت دعای مضطر واقعی
🔹 مفهوم «مضطر» در آیه ۶۲ سوره نملقرآن کریم در سوره نمل، در ضمن پنج آیه (۶۰ تا ۶۴) با مطرح کردن پنج سؤال به صورت استفهام تقریری، مشرکان را تحت محاکمه قرار داده و روشنترین دلایل توحید را با اشاره به دوازده نمونه از مواهب بزرگ خدای مهربان بیان میکند. در سؤال سوم (آیه ۶۲) میفرماید:
«أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ وَ یَجْعَلُکُمْ خُلَفَاءَ الْأَرْضِ أَ إِلَهٌ مَعَ اللَّهِ» (۸) [آیا معبودهای بیارزش شما بهتر است] یا کسی که دعای مضطرّ را اجابت میکند و گرفتاری را برطرف میسازد و شما را خلفای زمین قرار میدهد. آیا معبودی با خدا است؟
منظور از «مضطر» کسی است که چشم از عالم اسباب برگیرد و تمام قلب و روحش را در اختیار خدا قرار دهد. همه چیز را از آنِ او بداند و حل هر مشکلی را به دست او ببیند، و این درک و دید را انسان در حال اضطرار و ناچاری بهتر از حالات دیگر احساس میکند. (۸)
🔹 تطبیق «مضطر» بر امام زمان(عج) در روایات
در روایات متعددی آمده است که منظور از «مضطر» وجود مقدس حضرت ولی عصر(ع) است. از امام صادق(ع) روایت شده است که در تفسیر این آیه فرموده است:
«نَزَلَتْ فِی الْقَائِمِ(عج) هُوَ وَ اللَّهِ الْمُضْطَرُّ إِذَا صَلَّى فِی الْمَقَامِ رَکْعَتَیْنِ وَ دَعَا اللَّهَ فَأَجَابَهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ وَ یَجْعَلُهُ خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ» (۹)
این آیه دربارۀ قائم آل محمد(ع) نازل شده است. به خدا سوگند! مضطرّ اوست، هنگامی که در مقام ابراهیم(ع) دو رکعت نماز میخواند و به درگاه خدا روی میآورد و دعا میکند، خدا دعای او را اجابت میکند، ناراحتیها را برطرف میسازد و او را خلیفۀ روی زمین قرار میدهد. (۹)
🔹 مفهوم گسترده آیه و مصداق روشن آن
در تفسیر نمونه پس از نقل دو روایت در این مورد، مینویسد: «بدون شک، منظور از این تفسیر، منحصر ساختن مفهوم آیه به وجود مبارک مهدی(ع) نیست؛ بلکه آیه مفهوم گستردهای دارد که یکی از مصداقهای روشن آن، وجود مهدی(ع) است که در آن زمان که همه جا را فساد گرفته باشد، درها بسته شده، کارد به استخوان رسیده، بشریت در بن بست سختی قرار گرفته، و حالت اضطرار در کل عالم نمایان است، در آن هنگام، در مقدسترین نقطۀ روی زمین دست به دعا برمیدارد و تقاضای کشف سوء میکند و خداوند این دعا را سرآغاز انقلاب مقدس جهانی او قرار میدهد و به مصداق «وَ یَجْعَلُکُمْ خُلَفَاءَ الْأَرْضِ» او و یارانش را خلفای روی زمین میکند.»
🔹 «مضطر» در دعای ندبه
عنوان «مضطر» نیز همچون عنوان «بقیة الله» در دعای «ندبه» به امام زمان(ع) اطلاق شده است، آنجا که میگوییم:«أَیْنَ الْمُضْطَرُّ الَّذِی یُجَابُ إِذَا دَعَا» کجاست آن مضطری که دعایش به اجابت میرسد؟ (۱۰)
🔹 از قرآن و روایات یاد گرفتم
۱. آیه «أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ» هرچند در مقام اثبات توحید و قدرت مطلق خداوند نازل شده، اما یکی از روشنترین مصادیق آن، وجود مقدس حضرت مهدی(عج) است که در اوج اضطرار بشریت، دست به دعا برمیدارد.
۲. منظور از «مضطر» کسی است که از همه اسباب ظاهری قطع امید کند و تمام قلبش را متوجه خداوند نماید، و این حالت در وجود مقدس امام زمان(عج) کاملترین مصداق را دارد.
۳. امام صادق(ع) به روشنی فرموده است که این آیه درباره قائم آل محمد(ع) نازل شده و او همان مضطری است که خداوند دعایش را اجابت میکند.
۴. بر اساس تفسیر نمونه، این آیه مفهوم گستردهای دارد که شامل همه مؤمنان مضطر نیز میشود، اما روشنترین و کاملترین مصداق آن، حضرت مهدی(عج) است که در لحظه ظهور، در مقام ابراهیم(ع) به درگاه خدا دعا میکند.
۵. لقب «مضطر» نیز همچون «بقیة الله» در دعای ندبه به کار رفته و نشاندهنده جایگاه ویژه امام زمان(عج) در قرآن و روایات است.
بخش سوم: آیه «ماء مَعِین»؛ مایه حیات جامعه بشری
🔹 مفهوم «ماء معین» در آیه ۳۰ سوره ملک
قرآن کریم در سوره ملک، آیه ۳۰ میفرماید:«قُلْ أَرَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُکُمْ غَوْراً فَمَنْ یَأْتِیکُمْ بِمَاءٍ مَعِینٍ» بگو: به من خبر دهید اگر آبهای (سرزمین) شما در زمین فرو رود، چه کسی میتواند آب جاری و گوارا در دسترس شما قرار دهد؟! (۱۱)
این آیه، در حقیقت یکی از آیات توحیدی سوره ملک است که خداوند با طرح این سؤال، قدرت و رحمت خود را به انسانها یادآوری میکند. «غور» به معنای فرو رفتن در زمین است و «ماء معین» به آبی گفته میشود که جاری و روان و گوارا باشد. آب، مایه حیات همه موجودات زنده است و فقدان آن، به معنای نابودی همه چیز خواهد بود.
🔹 تطبیق «ماء معین» بر امام زمان(عج) در روایات
در روایات متعددی از اهل بیت(ع)، این آیه به وجود مبارک امام عصر(ع) تطبیق شده است. علی بن جعفر، که از راویان معتبر و از خاندان امامت بود، تفسیر این آیه را از برادرش امام کاظم(ع) پرسید. امام(ع) در پاسخ به او فرمودند:
«إِذَا غَابَ عَنْکُمْ إِمَامُکُمْ فَمَنْ یَأْتِیکُمْ بِإِمَامٍ جَدِیدٍ» زمانی که امام شما غایب شود، چه کسی میتواند برای شما امام جدید بیاورد؟ (۱۲)
امام کاظم(ع) با این پاسخ کوتاه اما پرمعنا، آب جاری را به امام معصوم تشبیه میکنند که مایه حیات معنوی جامعه است. همانگونه که آب از عمق زمین، حیات را به گیاهان و جانداران میبخشد، وجود امام معصوم نیز حیات دینی و معنوی را به جامعه بشری هدیه میدهد.
🔹 تأویل آیه در کلام امام باقر(ع)
ابو بصیر، از یاران نزدیک امام باقر(ع)، در تفسیر این آیه از آن حضرت روایت کرده است که فرمودند:«هَذِهِ نَزَلَتْ فِی الْقَائِمِ یَقُولُ إِنْ أَصْبَحَ إِمَامُکُمْ غَائِباً عَنْکُمْ لَا تَدْرُونَ أَیْنَ هُوَ فَمَنْ یَأْتِیکُمْ بِإِمَامٍ ظَاهِرٍ یَأْتِیکُمْ بِأَخْبَارِ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ حَلَالِ اللَّهِ وَ حَرَامِهِ، ثُمَّ قَالَ: وَ اللَّهِ مَا جَاءَ تَأْوِیلُ الْآیَةِ وَ لَا بُدَّ أَنْ یَجِیءَ تَأْوِیلُهَا»
این آیه دربارة امام قائم(عج) نازل شده است، میگوید: اگر امام شما غایب گردد، و ندانید کجا است، چه کسی برای شما امام ظاهر میآورد که اخبار آسمانها و زمین، و حلال و حرام خدا را برای شما شرح دهد؟ سپس امام(ع) فرمود: به خدا سوگند! تأویل این آیه هنوز نیامده و سرانجام خواهد آمد.
امام باقر(ع) در این روایت، با اشاره به تأویل آیه، به صراحت میفرمایند که این آیه، علاوه بر معنای ظاهری (آب جاری)، معنای باطنی عمیقتری دارد که مربوط به امام قائم(عج) است و در زمان ظهور، به طور کامل تحقق خواهد یافت. (۱۳)
🔹 ظاهر و باطن آیات قرآن؛ تفسیر و تطبیق
در تفسیر نمونه پس از نقل روایت فوق، مینویسد: «روایات در این زمینه فراوان است، باید توجه داشت که همه از باب "تطبیق" است، و به تعبیر دیگر، ظاهر آیه مربوط به آب جاری است، که مایۀ حیات موجودات زنده است، و باطن آیه، مربوط به وجود امام، علم و عدالت جهانگستر او است که آن نیز مایۀ حیات جامعۀ انسانی است.
بارها گفتهایم: آیات قرآن معانی متعدد، ظاهر و باطن دارد؛ ولی این نکته را نیز مؤکداً تکرار میکنیم: پی بردن به بطون آیات، جز برای پیامبر و امام معصوم ممکن نیست، و هیچ کس حق ندارد چیزی به عنوان باطن آیه از پیش خود مطرح کند، آنچه ما میگوییم، مربوط به ظواهر آیات است، و آنچه مربوط به بطون آیات است، فقط باید از معصومین بشنویم.»
این نکته، نشاندهنده جایگاه ویژه اهل بیت(ع) در تفسیر قرآن است. آنان تنها کسانی هستند که میتوانند به باطن آیات پی ببرند و حقایق پنهان آن را برای مردم آشکار سازند. از این رو، هرگونه تفسیر و تأویل قرآن باید بر اساس روایات معصومین(ع) باشد. (۱۴)
🔹 از قرآن و روایات یاد گرفتم:
۱. آیه «فَمَنْ یَأْتِیکُمْ بِمَاءٍ مَعِینٍ» هرچند ظاهراً به آب جاری و مایه حیات موجودات زنده اشاره دارد، اما باطن آن به وجود مقدس امام زمان(عج) اشاره دارد که مایه حیات معنوی و فکری جامعه بشری است. همانگونه که آب جاری، حیات جسمانی را تضمین میکند، وجود امام معصوم نیز حیات دینی و معنوی جامعه را تأمین مینماید.
۲. امام کاظم(ع) در پاسخ به سؤال علی بن جعفر، با بیانی کوتاه و عمیق، امام زمان(عج) را به عنوان «آب جاری» معرفی میفرمایند که پس از غیبت، باید جانشین او بیاید و حیات دوباره به جامعه ببخشد. این تشبیه، نشاندهنده ضرورت وجود امام معصوم در هر زمان است.
۳. امام باقر(ع) به روشنی فرموده است که این آیه درباره قائم آل محمد(عج) نازل شده و تأویل آن هنوز تحقق نیافته و سرانجام در زمان ظهور، محقق خواهد شد. این روایت، از جمله دلایل روشن بر ضرورت انتظار و آمادگی برای ظهور است.
۴. تفاوت ظاهر و باطن در قرآن به این معناست که هر آیه میتواند دارای لایههای معنایی متعددی باشد و پی بردن به بطون آیات، تنها برای معصومان(ع) ممکن است. از این رو، تفسیر و تأویل قرآن باید بر اساس روایات اهل بیت(ع) باشد و هیچکس حق ندارد از پیش خود باطنی برای آیات تراشیده و آن را به خدا نسبت دهد.
۵. «ماء معین» در عالم معنا، وجود مقدس امام زمان(عج) است که با علم و عدالت گسترده خود، مایه حیات و رشد جامعه انسانی خواهد بود. همانگونه که آب جاری، حیات را به زمین تشنه بازمیگرداند، امام زمان(عج) نیز با ظهور خود، عدالت و معنویت را به جهان تشنه فساد و ظلم بازخواهد گرداند.
بخش چهارم: آیه «مظفّر و منصور»؛ خونخواهی امام حسین(ع) توسط حضرت مهدی(عج)
🔹 مفهوم آیه ۳۳ سوره اسراء
قرآن کریم در سوره اسراء، آیه ۳۳ میفرماید:«وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَاناً فَلَا یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ کَانَ مَنْصُوراً»
و آن کسی که مظلوم کشته شده، برای ولیش سلطه (و حق قصاص) قرار دادیم؛ امّا در قتل اسراف نکند؛ چرا که او مورد حمایت است. (۱۵)
این آیه، یک قانون کلی درباره افراد به ناحق کشته شده، و حق قصاص ولی آنها را بیان میکند. «ولیّ» به معنای وارث و صاحب حق دم است و «سُلطاناً» به معنای قدرت و حجت شرعی برای قصاص یا گرفتن دیه میباشد.
🔹 تطبیق آیه بر امام حسین(ع) و حضرت مهدی(عج) در روایات
در روایات متعددی، عنوان «مقتول» به امام حسین(ع) و عنوان «منصور» به حضرت ولی عصر(عج) تطبیق شده است. از امام باقر(ع) روایت شده است که در تفسیر آیه فوق فرمودند: منظور حسین(ع) است، و در تفسیر «فَلَا یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ کَانَ مَنْصُوراً» فرمودند:
«سَمَّى اللَّهُ الْمَهْدِیَ الْمَنْصُورَ کَمَا سُمِّیَ أَحْمَدُ مَحْمُوداً وَ کَمَا سُمِّیَ عِیسَى الْمَسِیحَ»خدا مهدی(ع) را [منصور] نامیده، همان گونه که احمد(ص) را [محمود] و عیسی(ع) را [مسیح] نامیده است. (۱۶)
این روایت، نشان میدهد که لقب «منصور» برای حضرت مهدی(عج) اسمی الهی و تشریفاتی است که خداوند به او عطا فرموده است. همانگونه که «محمود» و «مسیح» از القاب تشریفاتی پیامبران الهی است، «منصور» نیز لقب اختصاصی حضرت مهدی(عج) است که با ظهورش، این نام به حقیقت میپیوندد.
🔹 خونخواهی حضرت مهدی(عج) از قاتلان امام حسین(ع)
در حدیث دیگر از امام باقر(ع) روایت شده است که در تفسیر آیه فرمودند:«هُوَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ(ع) قُتِلَ مَظْلُوماً وَ نَحْنُ أَوْلِیَاؤُهُ وَ الْقَائِمُ مِنَّا إِذَا قَامَ طَلَبَ بِثَارِ الْحُسَیْنِ(ع) فَیَقْتُلُ حَتَّى یُقَالَ قَدْ أَسْرَفَ فِی الْقَتْلِ»
او حسین بن علی(ع) است که مظلوم کشته شده و ما (امامان بعد از او) اولیای (خون) او هستیم، و قائم از ما است، وقتی که او از طرف ما قیام و خونخواهی میکند، آن قدر میکشد که (از طرف ناآگاهان) گفته میشود: اسراف در قتل کرده است. (۱۷)
از امام صادق(ع) نیز در تفسیر آیه روایت شده است که فرمودند:«ذَلِکَ قَائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ(عج) یَخْرُجُ فَیَقْتُلُ بِدَمِ الْحُسَیْنِ(ع) فَلَوْ قَتَلَ أَهْلَ الْأَرْضِ لَمْ یَکُنْ مُسْرِفاً» (۱۸)
آن (منصور) قائم آل محمد(عج) است که ظهور میکند و در مقابل خون حسین(ع) عدهای را میکشد، به فرض اگر همۀ اهل زمین را بکشد، اسراف کننده نخواهد بود.
این دو روایت، به روشنی بیان میکنند که حضرت مهدی(عج) پس از ظهور، انتقام خون امام حسین(ع) را از قاتلان و خاندان آنان خواهد گرفت و این اقدام، در نزد خداوند «اسراف» محسوب نمیشود، بلکه اجرای عدالت الهی است.
🔹 جواب امام رضا(ع) درباره کیفر ذریه قاتلان حسین(ع)
شیخ صدوق با سند صحیح از عبدالسلام هروی روایت کرده است که میگوید: به امام رضا(ع) عرض کردم: آیا روایتی که از امام صادق(ع) نقل شده که امام قائم(عج) ذریه قاتلان حسین(ع) را به خاطر عمل پدرانشان میکشد، صحیح است؟ فرمود: آری، همین طور است.
عرض کردم: پس آیه «وَ لَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى» «هیچ گنهکاری بار گناه دیگری را به دوش نمیکشد» چیست؟ (۱۹)
فرمود: همۀ سخنان خدا راست و صحیح است؛ ولی آن ذریۀ قاتلان حسین(ع) به عمل آنان راضی میشوند و به آن افتخار خواهند کرد، و هر کس که به چیزی راضی شود، همچون کسی است که آن را انجام داده است. اگر مردی در مشرق کشته شود و مردی در مغرب به قتل او راضی باشد، در پیشگاه خدا در جرم قاتل شریک میباشد.
«وَ إِنَّمَا یَقْتُلُهُمُ الْقَائِمُ(عج) إِذَا خَرَجَ لِرِضَاهُمْ بِفِعْلِ آبَائِهِمْ» (۲۰) قائم(ع) آنان را تنها به خاطر رضایت به عمل پدرانشان میکشد. ابوصلت میگوید: دوباره عرض کردم: امام قائم(ع) پس از ظهور، کار خود را با چه کاری آغاز میکند؟ فرمود:
«یَبْدَأُ بِبَنِی شَیْبَةَ فَیَقْطَعُ أَیْدِیَهُمْ لِأَنَّهُمْ سُرَّاقُ بَیْتِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ» کار خود را از بنی شیبه آغاز میکند، دستهایشان را قطع میکند؛ زیرا آنان دزدان خانۀ خدا (کعبه) هستند. (۲۱)
🔹 اشاره به منصور بودن امام زمان(عج) در دعای ندبه
لازم به ذکر است که در دعای «ندبه» نیز به «منصور» بودن امام عصر(عج) و خونخواهی او درباره امام حسین(ع) و پیامبران و فرزندان شهید آنان اشاره شده است، آنجا که میگوییم:
«أَیْنَ الطَّالِبُ بِذُحُولِ الْأَنْبِیَاءِ وَ أَبْنَاءِ الْأَنْبِیَاءِ، أَیْنَ الطَّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِکَرْبَلَاءَ، أَیْنَ الْمَنْصُورُ عَلَى مَنِ اعْتَدَى عَلَیْهِ وَ افْتَرَى» کجاست آن منتقمی که خون پیغمبران و اولاد پیغمبران را مطالبه نماید؟ کجاست آنکه خون [جدّ بزرگوارش] شهید کربلا را انتقام کشد؟ کجاست آنکه خداوند او را بر متعدّیان و ستمگران و مفتریان، مظفر و منصور گرداند. (۲۲)
🔹 از قرآن و روایات یاد گرفتم
۱. آیه «وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً» علاوه بر معنای کلی و عمومی خود، به شهادت مظلومانه امام حسین(ع) اشاره دارد که خداوند برای ولیّ او، حضرت مهدی(عج) حق خونخواهی و قصاص را قرار داده است.
۲. لقب «منصور» که در آیه به کار رفته، در روایات به عنوان اسمی الهی برای حضرت مهدی(عج) معرفی شده و این لقب، مانند «محمود» برای پیامبر(ص) و «مسیح» برای عیسی(ع)، از سوی خداوند به ایشان داده شده است.
۳. حضرت مهدی(عج) پس از ظهور، در مقام خونخواهی امام حسین(ع)، تا آنجا پیش میرود که دشمنان و ناآگاهان، او را به اسراف در قتل متهم میکنند، در حالی که در نزد خداوند، این اقدام، عین عدالت و اجرای حق است.
۴. کیفر ذریه قاتلان حسین(ع) در عصر ظهور، به خاطر رضایت آنان به عمل پدرانشان و افتخار کردن به آن جنایت است و این با عدالت الهی که در آیه «و لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى» بیان شده، منافاتی ندارد.
۵. نخستین اقدام حضرت مهدی(عج) پس از ظهور، قطع دستان «بنی شیبه» (خاندان کلیدداران کعبه که به سرقت بیتالله شهره بودند) است و این نشاندهنده آغاز پاکسازی جهان از فساد از مقدسترین نقطه زمین است.
بخش پنجم: آیه «نُریدُ أَنْ نَمُنَّ»؛ ظهور حکومت حق و عدالت جهانی
🔹 مفهوم آیه ۵ و ۶ سوره قصص
قرآن کریم در سوره قصص، آیات ۵ و ۶ میفرماید: وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ * وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَ هَامَانَ وَ جُنُودَهُمَا مِنْهُمْ مَا کَانُوا یَحْذَرُونَ».
ما میخواهیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم و حکومتشان را در زمین پابرجا سازیم و به فرعون و هامان و لشکریانشان آنچه را از آنها بیم داشتند، نشان دهیم. (۲۳)
این دو آیه اگر چه درباره داستان حضرت موسی(ع) و بنیاسرائیل و مبارزات آنان با فرعون و پیروانش آمده است، ولی به صورت فعل مضارع و مستمر بیان شده تا تصور نشود که برنامهای موضعی و خصوصی مربوط به بنیاسرائیل میباشد؛ بلکه بیانگر یک قانون کلی برای تمام قرون و اعصار و همه اقوام و جمعیتها است، و بشارتی در زمینه پیروزی حق بر باطل و ایمان بر کفر.
نمونهای از تحقّق این مشیت الهی، پیروزی بنیاسرائیل و زوال حکومت فرعونیان بود. نمونه دیگر پیروزی و حکومت پیامبر اسلام(ص) و یارانش بعد از ظهور اسلام، و نمونه کاملتر و گستردهتر از آن، ظهور حکومت حق و عدالت در تمام کره زمین به وسیله حضرت مهدی(عج) خواهد بود.
🔹 تطبیق آیه بر امام زمان(عج) در روایات
در روایات فراوانی، این آیات به ظهور آن حضرت تطبیق داده شده است. حضرت علی(ع) در کلام قصار خود فرمودند:«لَتَعْطِفَنَّ الدُّنْیَا عَلَیْنَا بَعْدَ شِمَاسِهَا عَطْفَ الضَّرُوسِ عَلَى وَلَدِهَا وَ تَلَا عَقِیبَ ذَلِکَ: وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ»
دنیا پس از چموشی و سرکشی، همچون شتری که از دادن شیر به دوشندهاش خودداری میکند و برای بچهاش نگه میدارد، به ما روی خواهد آورد. و به دنبال این سخن، آیه فوق را تلاوت فرمود. (۲۴)
مفضل بن عمر میگوید: امام صادق(ع) فرمود: روزی رسول خدا(ص) به حضرت علی، حسن و حسین(ع) نگاه کرد، سپس گریست و فرمود: «أَنْتُمُ الْمُسْتَضْعَفُونَ بَعْدِی»؛ شما پس از من مستضعفید.
مفضل میگوید: به امام عرض کردم: معنی این کلام پیامبر(ص) چیست؟ فرمود:«مَعْنَاهُ أَنَّکُمُ الْأَئِمَّةُ بَعْدِی إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ فَهَذِهِ الْآیَةُ جَارِیَةٌ فِینَا إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ» (۲۵)
معنی آن این است که بعد از من شما امام هستید؛ چون خدای عزّ و جلّ میفرماید: ما میخواهیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را امامان و وارثان روی زمین قرار دهیم، پس این آیه تا روز قیامت در میان ما جریان دارد [و امامت تا قیامت در خانوادۀ ما باقی خواهد بود]. (۲۵)
علامه طباطبایی(ره) پس از نقل این حدیث، مینویسد: «در مورد اینکه آیه مذکور درباره ائمه اهل بیت(ع) است، روایات بسیاری از طریق شیعه رسیده است، و از روایت فوق استفاده میشود که همه روایات این باب از قبیل جری و تطبیق مصداق بر کلی میباشد.» (۲۶)
🔹 تطبیق آیه بر حکومت حضرت مهدی(عج)
از حضرت علی(ع) در تفسیر آیه مذکور روایت شده است که فرمود:«هُمْ آلُ مُحَمَّدٍ یَبْعَثُ اللَّهُ مَهْدِیَهُمْ بَعْدَ جَهْدِهِمْ فَیُعِزُّهُمْ وَ یُذِلُّ عَدُوَّهُمْ»
آنان (مستضعفان مذکور در این آیه) آل محمد(ص) هستند. خدای متعال مهدی آنان را بعد از زحمت و فشاری که بر ایشان وارد میشود، برمیانگیزد و به آنان عزّت میدهد و دشمنانشان را ذلیل و خوار میکند.
در حدیث طولانی از حکیمه بنت امام جواد(ع) روایت شده است که ایشان ضمن بیان جریان ولادت امام زمان(ع) میگوید: ... امام حسن(ع) او را در آغوش خود نشاند و فرمود: «یا بُنَیَّ انْطِقْ بِقُدْرَةِ اللَّهِ»؛ پسرم! با قدرت خدا حرف بزن.
در اینجا بود که آن ولی خدا پس از استعاذه از شیطان رجیم، شروع نمود:«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَ هَامَانَ وَ جُنُودَهُمَا مِنْهُمْ مَا کَانُوا یَحْذَرُونَ» سپس بر پیامبر(ص) و علی(ع) و تکتک امامان صلوات فرستاد تا به پدرش رسید. (۲۸)
🔹 مفهوم گسترده آیه و حکومتهای اسلامی پیش از ظهور
در تفسیر نمونه پس از نقل سه حدیث در مورد تطبیق آیه مذکور بر حکومت امام عصر(ع) مینویسد: «البته حکومت جهانی مهدی(ع) در آخر کار، هرگز مانع از حکومتهای اسلامی در مقیاسهای محدودتر پیش از آن، از طرف مستضعفان بر ضد مستکبران نخواهد بود، و هر زمان شرایط آن را فراهم سازند، وعده حتمی و مشیت الهی درباره آنها تحقق خواهد یافت، و این پیروزی نصیبشان میشود.» (۲۹)
🔹 از قرآن و روایات یاد گرفتم
۱. آیات «وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ» هرچند در ظاهر درباره داستان حضرت موسی(ع) و بنیاسرائیل است، اما به صورت فعل مضارع بیان شده تا نشان دهد این یک قانون کلی الهی است که در تمام اعصار و قرون جاری خواهد بود و کاملترین مصداق آن، ظهور حضرت مهدی(عج) است.
۲. حضرت علی(ع) در کلام قصار خود، با تلاوت این آیه، نوید میدهند که روزی دنیا پس از سرکشی، به اهل بیت(ع) روی خواهد آورد و این وعده الهی، در عصر ظهور محقق خواهد شد.
۳. امام صادق(ع) به روشنی فرموده است که این آیه درباره ائمه اهل بیت(ع) است و «امامت» که در آیه به مستضعفان وعده داده شده، تا روز قیامت در خاندان پیامبر(ص) باقی خواهد ماند.
۴. حضرت مهدی(عج) در اولین ساعات حیات خود، در گهواره، این آیه را تلاوت فرمودند و بدینوسیله به جهانیان اعلام کردند که آنان همان مستضعفانی هستند که خداوند وعده پیروزی و حکومت جهانی به آنان داده است.
۵. وعده الهی در این آیه، اختصاص به عصر ظهور ندارد و هر زمان که شرایط فراهم شود، حکومتهای اسلامی و عادلانه بر ضد مستکبران شکل خواهد گرفت، اما کاملترین و گستردهترین تحقق آن، در عصر حضرت مهدی(عج) خواهد بود.
بخش ششم: آیه «جاءَ الْحَقُّ»؛ نابودی باطل در عصر ظهور
🔹 مفهوم آیه ۸۱ سوره اسراء
قرآن کریم در سوره اسراء، آیه ۸۱ میفرماید:«وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً»و بگو: حق آمد، و باطل نابود شد؛ یقیناً باطل نابودشدنی است. (۳۰)
این آیه، یک قانون کلی الهی را بیان کرده است که در هر عصر و زمانی مصداقی دارد. «زهوق» به معنای نابودی و از بین رفتن است و «زَهوقاً» صیغه مبالغه به معنای بسیار نابودشدنی است. این آیه نوید میدهد که سرانجام، حق بر باطل پیروز میشود و باطل، ذاتاً محکوم به فنا و نابودی است.
قیام پیامبر(ص) و پیروزیش بر لشکر شرک و بتپرستی، و همچنین قیام حضرت مهدی(عج) بر ستمگران و جباران جهان، از مصادیق روشن و تابناک این قانون عمومی است. در حالات رسول خدا(ص) نقل شده است که حضرت در فتح مکه وارد مسجد الحرام شد و بتهایی را که قبایل عرب بر دور خانه کعبه چیده بودند، یکی پس از دیگری با عصای خود سرنگون کرد و فرمود: «جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً»
🔹 تطبیق آیه بر قیام حضرت مهدی(عج) در روایات
حضرات معصومین(ع) در روایات متعددی، این آیه را به قیام حضرت مهدی(عج) تطبیق فرمودهاند. امام باقر(ع) در تفسیر آیه مذکور فرمود:
«إِذَا قَامَ الْقَائِمُ(ع) ذَهَبَتْ دَوْلَةُ الْبَاطِلِ» هنگامی که امام قائم(ع) قیام کند، دولت باطل برچیده میشود. (۳۱)این روایت، به روشنی بیان میکند که قیام حضرت مهدی(عج)، مصداق کامل و نهایی این آیه است. در آن روز، تمام دولتهای باطل و ظالم نابود میشوند و دولت حق، بر سراسر جهان حاکم میگردد.
🔹 نقش آیه در ولادت امام زمان(عج)
در حدیث مفصلی که از حکیمه خاتون درباره ولادت حضرت مهدی(عج) نقل کردیم، این جمله نیز به چشم میخورد:«وَ عَلَى ذِرَاعِهِ الْأَیْمَنِ مَکْتُوبٌ "جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً"» در بازوی راست او نوشته شده بود: حق آمد و باطل نابود شد، یقیناً باطل نابودشدنی است.
نوشته شدن این آیه بر بازوی راست حضرت مهدی(عج) از بدو تولد، نشاندهنده رسالت و مأموریت الهی آن حضرت برای نابودی باطل و برپایی حکومت حق در سراسر جهان است. این نشانه، از جمله معجزات و علائمی است که بر حقانیت آن حضرت تأکید دارد. (۳۲)
🔹 قانون کلی الهی در نابودی باطل
آیه «جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ»، یک قانون کلی و همیشگی الهی را بیان میکند که در تمام اعصار و قرون جاری است. هر جا که حق ظهور کند، باطل محو و نابود میشود. این قانون، در قیام پیامبران الهی، به ویژه پیامبر اسلام(ص) و در قیام حضرت مهدی(عج) به طور کامل تحقق یافته و خواهد یافت. (۳۳)
این قانون، به مؤمنان امید و اطمینان میبخشد که سرانجام، حق بر باطل پیروز خواهد شد و ظلم و ستم از روی زمین برچیده خواهد شد. از این رو، انتظار فرج و ظهور، نه یک انتظار منفعلانه، بلکه نوعی آمادگی و تلاش برای تحقق این وعده الهی است.
🔹 از قرآن و روایات یاد گرفتم
۱. آیه «جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ» یک قانون کلی و تغییرناپذیر الهی است که در تمام اعصار و قرون جاری بوده و خواهد بود و کاملترین و نهاییترین تحقق آن، در عصر ظهور حضرت مهدی(عج) اتفاق میافتد.
۲. امام باقر(ع) به روشنی فرموده است که در زمان قیام حضرت مهدی(عج)، دولت باطل به طور کامل برچیده میشود و این نشاندهنده پایان قطعی حاکمیت ظلم و ستم بر جهان است.
۳. نوشته شدن آیه «جاءَ الْحَقُّ» بر بازوی راست حضرت مهدی(عج) از بدو تولد، یکی از نشانههای الهی بر حقانیت و رسالت جهانی آن حضرت است و نشان میدهد که ایشان برای نابودی باطل و برپایی حکومت حق مبعوث شدهاند.
۴. قانون نابودی باطل، محدود به عصر ظهور نیست و هر جا که حق ظهور کند، باطل نابود میشود، اما عصر ظهور، بزرگترین و کاملترین تحقق این قانون خواهد بود.
۵. این آیه، به مؤمنان امید و اطمینان میبخشد که با وجود همه ظلمها و فسادها، سرانجام حق بر باطل پیروز خواهد شد و جهان به عدالت و صلح جهانی دست خواهد یافت.
بخش هفتم: آیه «لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ»؛ جهانی شدن اسلام
🔹 مفهوم آیه ۳۳ سوره توبه
قرآن کریم در سوره توبه، آیه ۳۳ میفرماید:«هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ» (۳۴) او کسی است که رسول خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر ادیان دیگر غالب سازد، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند.
این آیه عیناً در سوره صف، آیه ۹ تکرار شده، و در سوره فتح، آیه ۲۸ نیز با تفاوتی جزئی آمده است که در پایان آیه به جای «وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ»، «وَ کَفَى بِاللَّهِ شَهِیداً» آمده است.
آیه فوق، خبر از واقعۀ مهمی میدهد که اهمیتش موجب این تکرار شده است؛ خبر از جهانی شدن اسلام و عالمگیر گشتن آن میدهد و مفهوم آن این است که دین اسلام سرانجام تمام کرۀ زمین را فرا خواهد گرفت و بر کل جهان پیروز خواهد گشت.
شکی نیست که در حال حاضر این موضوع تحقّق نیافته است؛ ولی میدانیم که این وعده حتمی خدا به تدریج تحقّق مییابد. سرعت پیشرفت اسلام در جهان، به خصوص پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و به رسمیت شناخته شدن آن در کشورهای مختلف جهان و اسلام آوردن بسیاری از دانشمندان، نشان میدهد که دین اسلام به سوی جهانی شدن پیش میرود.
🔹 تطبیق آیه بر ظهور حضرت مهدی(عج) در روایات
از روایات مختلف و متعددی استفاده میشود که تکامل این برنامه و تحقّق کامل وعدۀ مذکور در آیه فوق، هنگامی خواهد بود که حجّت دوازدهم، حضرت مهدی(عج) ظهور کند. عبدالرحمان بن سلیط از امام حسین(ع) روایت میکند که فرمودند:
«مِنَّا اثْنَا عَشَرَ مَهْدِیّاً أَوَّلُهُمْ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ وَ آخِرُهُمُ التَّاسِعُ مِنْ وُلْدِی وَ هُوَ الْقَائِمُ بِالْحَقِّ یُحْیِی اللَّهُ تَعَالَى بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَ یُظْهِرُ بِهِ دِینَ الْحَقِّ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ لَهُ غَیْبَةٌ یَرْتَدُّ فِیهَا قَوْمٌ وَ یَثْبُتُ عَلَى الدِّینِ فِیهَا آخَرُونَ فَیُؤْذَوْنَ وَ یُقَالُ لَهُمْ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ أَمَا إِنَّ الصَّابِرَ فِی غَیْبَتِهِ عَلَى الْأَذَى وَ التَّکْذِیبِ بِمَنْزِلَةِ الْمُجَاهِدِ بِالسَّیْفِ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ(ص)» (۳۵)
مهدی از ما دوازده نفر است. اولشان امیرمؤمنان علی بن ابی طالب(ع) و آخرشان نهمین نفر از نسل من است، و اوست امام قائم به حق که خدا به وسیلۀ او زمین را بعد از مرگش زنده میکند و او دین حق (اسلام) را بر تمام ادیان غالب میسازد، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند.
او غیبتی دارد که در طول مدت آن، عدهای مرتدّ میگردند و عدۀ دیگر در دین ثابت میمانند و مورد اذیت و آزار قرار میگیرند، (از طرف مرتدان به مؤمنان) گفته میشود: اگر راست میگویید، این وعده ظهور کی خواهد بود؟! آگاه باشید که پاداش صابران بر اذیت و تکذیب در زمان غیبت امام دوازدهم، همانند پاداش مجاهد با شمشیر در محضر رسول خدا(ص) میباشد. (۳۵)
🔹 تأویل آیه در کلام امام صادق(ع)
ابو بصیر میگوید: از امام صادق(ع) درباره آیه فوق سؤال کردم، فرمودند:«وَ اللَّهِ مَا نَزَلَ تَأْوِیلُهَا بَعْدُ»به خدا سوگند، هنوز تأویل این آیه نازل (و محقّق) نشده است.
عرض کردم: فدایت شوم، تأویل آیه چه زمانی تحقّق خواهد یافت؟ فرمود:
«حِینَ یَقُومُ الْقَائِمُ إِنْ شَاءَ اللَّهُ فَإِذَا خَرَجَ الْقَائِمُ لَمْ یَبْقَ کَافِرٌ وَ لَا مُشْرِکٌ إِلَّا کَرِهَ خُرُوجَهُ حَتَّى لَوْ أَنَّ کَافِراً أَوْ مُشْرِکاً فِی بَطْنِ صَخْرَةٍ لَقَالَتِ الصَّخْرَةُ: یَا مُؤْمِنُ فِی بَطْنِی کَافِرٌ أَوْ مُشْرِکٌ فَاقْتُلْهُ» (۳۶)
هنگامی که امام قائم ظهور کند، (تأویل آیه محقّق میشود) إن شاء الله! زمانی که او ظهور کرد، هیچ کافر و مشرکی باقی نمیماند، مگر اینکه از ظهور او ناراحت میگردد، (وضع دشمنان چنان سخت میشود که) اگر کافر یا مشرکی (به فرض) در داخل سنگی پنهان شود، همان سنگ میگوید: ای مؤمن! در میان من کافر یا مشرکی وجود دارد، او را بکش! فرمود: پس مؤمن میآید و او را میکشد.
🔹 سایر آیات مرتبط با امام زمان(عج)
تا اینجا به هفت مورد از آیات مرتبط با امام زمان(عج) اشاره شد؛ ولی علاوه بر اینها آیات دیگری نیز وجود دارد که طبق روایات معصومین(ع) به آن حضرت و یا قیام جهانی ایشان مربوط میشود، از جمله آنها میتوان آیات زیر را نام برد:
حج/۴۱، نور/۳۵، نمل/۸۲، مریم/۷۵، جن/۲۴، مائده/۵۴، فجر/۴۱ و عصر/۱ و....
🔹 از قرآن و روایات یاد گرفتم
۱. آیه «لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ» یک وعده حتمی الهی است که دین اسلام سرانجام بر تمام ادیان جهان غالب خواهد شد و جهانی شدن اسلام، یک وعده قطعی قرآن است که تحقق کامل آن در عصر ظهور حضرت مهدی(عج) خواهد بود.
۲. امام حسین(ع) به روشنی فرموده است که کاملترین مصداق این آیه، ظهور حضرت مهدی(عج) است که خداوند به وسیله او، دین حق را بر تمام ادیان غالب میسازد، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند.
۳. امام صادق(ع) با تأکید فرموده است که تأویل این آیه هنوز تحقق نیافته و در زمان ظهور حضرت مهدی(عج) محقق خواهد شد و در آن زمان، هیچ کافر و مشرکی باقی نمیماند.
۴. پاداش صابران بر اذیت و تکذیب در زمان غیبت امام دوازدهم، همانند پاداش مجاهد با شمشیر در محضر رسول خدا(ص) است، که نشاندهنده ارزش والای صبر بر سختیهای دوران غیبت میباشد.
۵. آیات بسیاری در قرآن کریم وجود دارد که طبق روایات معصومین(ع)، به وجود مقدس حضرت مهدی(عج) و قیام جهانی ایشان اشاره دارد و این نشاندهنده جایگاه والای مهدویت در نظام اعتقادی اسلام است.
نتیجهگیری:
بر اساس آنچه در هفت بخش پیشین تبیین شد، میتوان گفت که قرآن کریم، آیات بسیاری دارد که با وجود مقدس حضرت مهدی(عج) و قیام جهانی ایشان مرتبط است. این آیات، هرچند در ظاهر درباره موضوعات مختلفی مانند سود حلال، آب جاری، حق قصاص، مستضعفان و غلبه دین حق نازل شدهاند، اما بر اساس روایات متعدد از اهل بیت(ع)، باطن و تأویل آنها به وجود مقدس حضرت ولی عصر(عج) و ظهور و قیام ایشان اشاره دارد.در آیه «بَقِیَّةُ اللَّهِ»، عنوان «بقیة الله» به عنوان یکی از مهمترین لقبهای حضرت مهدی(عج) معرفی شده است. امام حسن عسکری(ع) فرزند خردسال خود را «بقیة الله در زمین» معرفی کردند و امام صادق(ع) نیز سلام بر آن حضرت را با این لقب تجویز فرمودند. در آیه «أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ»، حضرت مهدی(عج) به عنوان «مضطر» معرفی شده است که در مقام ابراهیم(ع) دست به دعا برمیدارد و خداوند دعای او را اجابت میکند. در آیه «فَمَنْ یَأْتِیکُمْ بِمَاءٍ مَعِینٍ»، امام زمان(عج) به عنوان «ماء معین» و مایه حیات جامعه بشری معرفی شده است که پس از غیبت، ظهور خواهد کرد و حیات معنوی را به جهان باز میگرداند. (۳۹)
در آیه «وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً»، حضرت مهدی(عج) به عنوان «منصور» معرفی شده است که خونخواهی امام حسین(ع) را انجام خواهد داد و انتقام خون شهیدان را از ظالمان خواهد گرفت. در آیه «وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ»، وعده الهی به مستضعفان برای حکومت جهانی، کاملترین مصداق خود را در عصر ظهور حضرت مهدی(عج) خواهد یافت. در آیه «جاءَ الْحَقُّ»، نابودی نهایی باطل در عصر ظهور محقق خواهد شد و در آیه «لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ»، وعده جهانی شدن اسلام، در زمان ظهور حضرت مهدی(عج) به طور کامل تحقق خواهد یافت.
مجموعه این آیات و روایات، نشاندهنده جایگاه والای مهدویت در نظام اعتقادی اسلام است. قرآن کریم، با بیان این آیات، به مؤمنان امید و اطمینان میبخشد که با وجود همه ظلمها و فسادها، سرانجام حق بر باطل پیروز خواهد شد و جهان به عدالت و صلح جهانی دست خواهد یافت. حضرت مهدی(عج) به عنوان تنها باقیمانده از خاندان رسالت، این وعده الهی را محقق خواهد ساخت و جهان را از ظلم و جور پر خواهد کرد.
در عصری که شبهات زیادی درباره مهدویت و امام زمان(عج) مطرح میشود، تبیین سیمای آن حضرت از منظر قرآن و روایات معصومین(ع)، نقش مهمی در افزایش معرفت و شناخت نسبت به آن حضرت و زمینهسازی برای ظهور ایشان خواهد داشت. مؤمنان باید با مطالعه آیات مهدوی و تدبر در آنها، خود را برای ظهور آماده سازند و از خداوند تعجیل در فرج آن حضرت را مسئلت نمایند.
ارجاعات :
(۱) سوره هود، آیه ۸۶؛ مجمع البیان، جلد ۵، صفحه ۲۸۶؛ المیزان، جلد ۱۰، صفحه ۳۴۴؛ تفسیر نمونه، جلد ۹، صفحه ۲۴۶-۲۴۷
(۲) کمال الدین و تمام النعمة، جلد ۲، صفحه ۴-۵، باب ۳۸، حدیث ۱
۳) کمال الدین و تمام النعمة، جلد ۱، صفحه ۳۳۱، باب ۳۲، حدیث ۱۶؛ تفسیر نورالثقلین، جلد ۲، صفحه ۳۹۲، حدیث ۱۹۴؛ تفسیر کنز الدقائق، جلد ۶، صفحه ۲۲۶
(۴) اصول کافی، جلد ۱، صفحه ۴۱۱-۴۱۲، باب نادر، حدیث ۲
(۵) تفسیر نورالثقلین، جلد ۲، صفحه ۳۹۰-۳۹۱، حدیث ۱۹۱؛ تفسیر صافی، جلد ۲، صفحه ۴۶۸
(۶) عیون اخبار الرضا(ع)، جلد ۱، صفحه ۲۰، باب ۳، حدیث ۲
(۷) تفسیر نمونه، جلد ۹، صفحه ۲۴۷
(۸) سوره نمل، آیه ۶۲
(۹) تفسیر قمی، جلد ۲، صفحه ۱۲۹؛ البرهان، جلد ۴، صفحه ۲۲۵؛ نورالثقلین، جلد ۴، صفحه ۹۴، حدیث ۹۳؛ تفسیر صافی، جلد ۴، صفحه ۷۱؛ کنز الدقائق، جلد ۹، صفحه ۵۸۰
(۱۰) تفسیر نمونه، جلد ۱۵، صفحه ۵۵۳؛ دعای ندبه
(۱۱) سوره ملک، آیه ۳۰
(۱۲) اصول کافی، جلد ۱، صفحه ۳۳۹-۳۴۰، حدیث ۱۴؛ کنز الدقائق، جلد ۱۳، صفحه ۳۶۶
(۱۳) کمال الدین، جلد ۱، صفحه ۳۲۵-۳۲۶، حدیث ۳؛ کنز الدقائق، جلد ۱۳، صفحه ۳۶۷؛ نور الثقلین، جلد ۵، صفحه ۳۸۷، حدیث ۴۱
(۱۴) تفسیر نمونه، جلد ۲۴، صفحه ۳۶۷-۳۶۸
(۱۵) سوره اسراء، آیه ۳۳
(۱۶) تفسیر فرات، صفحه ۲۴۰، حدیث ۳۲۴
(۱۷) تفسیر عیاشی، جلد ۲، صفحه ۲۹۰؛ البرهان، جلد ۳، صفحه ۵۲۹، حدیث ۱۲؛ نورالثقلین، جلد ۳، صفحه ۱۶۳، حدیث ۲۰۱
(۱۸) البرهان، جلد ۳، صفحه ۵۲۸، حدیث ۶
(۱۹) سوره انعام، آیه ۱۶۴؛ سوره اسراء، آیه ۱۵؛ سوره فاطر، آیه ۱۸؛ سوره زمر، آیه ۷
(۲۰) عیون اخبار الرضا(ع)، جلد ۱، صفحه ۲۷۳، حدیث ۵؛ البرهان، جلد ۳، صفحه ۵۲۸، حدیث ۷
(۲۱) عیون اخبار الرضا(ع)، جلد ۱، صفحه ۲۷۳، حدیث ۵؛ البرهان، جلد ۳، صفحه ۵۲۸، حدیث ۷
(۲۲) دعای ندبه
(۲۳) سوره قصص، آیه ۵ و ۶
(۲۴) نهجالبلاغه، کلمات قصار، شماره ۲۰۹
(۲۵) معانی الاخبار، صفحه ۷۹؛ نورالثقلین، جلد ۴، صفحه ۱۱۰، حدیث ۱۴۰؛ کنز الدقائق، جلد ۱۰، صفحه ۳۳
(۲۶) المیزان، جلد ۱۶، صفحه ۱۵
(۲۷) کتاب الغیبة، شیخ طوسی، صفحه ۱۸۴؛ نورالثقلین، جلد ۴، صفحه ۱۱۰، حدیث ۱۱؛ کنز الدقائق، جلد ۱۰، صفحه ۳۲
(۲۸) کتاب الغیبة، شیخ طوسی، صفحه ۲۳۳-۲۳۴؛ نورالثقلین، جلد ۴، صفحه ۱۱۳ و ۱۱۶؛ البرهان، جلد ۴، صفحه ۲۵۰-۲۵۱؛ کنز الدقائق، جلد ۱۰، صفحه ۳۴-۳۵
(۲۹) تفسیر نمونه، جلد ۱۶، صفحه ۳۱
(۳۰) سوره اسراء، آیه ۸۱
(۳۱) الکافی، جلد ۸، صفحه ۲۸۷، حدیث ۴۳۲؛ کنزالدقائق، جلد ۷، صفحه ۴۹۲؛ نورالثقلین، جلد ۳، صفحه ۲۱۲، حدیث ۴۰۷
(۳۲) کتاب الغیبة، شیخ طوسی، صفحه ۲۳۹؛ کنزالدقائق، جلد ۷، صفحه ۴۹۲؛ نورالثقلین، جلد ۳، صفحه ۲۱۳، حدیث ۴۱۰
(۳۳) سوره اسراء، آیه ۸۱
(۳۴) سوره توبه، آیه ۳۳؛ سوره صف، آیه ۹؛ سوره فتح، آیه ۲۸
(۳۵) کمال الدین و تمام النعمة، جلد ۱، صفحه ۲۷۶، باب ۲۵، حدیث ۲؛ نورالثقلین، جلد ۴، صفحه ۳۵۹، حدیث ۱۵
(۳۶) کمال الدین و تمام النعمة، جلد ۲، صفحه ۳۷۰، باب ۴۴، حدیث ۲۵؛ نورالثقلین، جلد ۴، صفحه ۳۶۰، حدیث ۲۰
نویسنده: قربان منتظمی
منبع: تحریریه راسخون